برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
عشق جان
قربون خنده هات
قربون جدی بودنت
قربون رانندگی ات
قربون راه رفتنت
قربون کنجکاویت
قربون من تسلیم ،گفتنااات آآخه
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
و جهان برای آدمی که در آنی حس کند هیچِ مطلق است، تنگتر از رحمِ معیوبِ زنی است با لگن خاصرهیِ تنگ.
سرخِ سفید
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
ای مرا با شور شـعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
فروغ فرخزاد
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
فردا می بینمش
لحظه دیدار نزدیک است
واااای
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
از سرم پرید هوات
مثل الان که هوا افتابیه و بارون می باره...
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
حضور تو ...
ای حسِ آشناییِ عجیب
با نامی که دوست دارم
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
میگم حس آشنا
میگه بد...
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
من صداشو پشت تلفن به چشم دیدم
وقتی گفت سلام ساجده خوبی؟؟
وقتی داشتم پرواز می کردم
شمارش که افتاد روی گوشیم نمیتونستم بخونمش
قدرت تشخیص نداشتم
1
4
2
من دوباره و دوباره و دوباره عاشقش شدم
صداش زنده ام کرد
همه انرژی های منفی و حس های بد رو نابود کرد
وقتی میگفت میامدن و من عاااشق این کلمه اش بودم
ادم دوست داره زل بزنه توو صدات غرق شه تووش
ادم دوست داره بعد شنیدن صدات زل بزنه به عکسات
فقط نگات کنه
مثل لانتوری
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
دوباره زنگ زد
دوباره و دوباره و دوبارهههه
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی
برچسب:
نویسنده: بهراد ایمانی